واژهنامه
اصطلاحهای مدیریت محصول و پروژه، به فارسی روشن.
هر مدخل یک تعریف کوتاه، یک مثال از کار واقعی و یک خطای رایج دارد؛ برای آنکه در جلسهی بعدی دقیقاً بدانید دربارهی چه حرف میزنند.
- ۲۱
- اصطلاح
- ۴
- گروه
- ۱
- ابزار
۲۱ اصطلاح
ا
- چابک و اسکراماسپرینتSprintبازهی زمانی ثابت و کوتاه (معمولاً ۱ تا ۴ هفته) که تیم در آن مجموعهی مشخصی از کار را تحویل میدهد.تعریف و مثال
- چابک و اسکراماسکرامScrumچارچوب چابک برای کار تیمی با اسپرینتهای ثابت، نقشهای مشخص و جلسههای کوتاه.تعریف و مثال
- مدیریت محصولابزارامتیازدهی RICERICE Scoringروش اولویتبندی با چهار معیار: دامنهی اثر، شدت اثر، اطمینان و تلاش.تعریف و مثال
- شاخص و هدفاهداف و نتایج کلیدیOKR (Objectives and Key Results)چارچوب هدفگذاری: یک هدف الهامبخش با چند نتیجهی کلیدی قابلاندازهگیری.تعریف و مثال
ب
ت
- چابک و اسکرامتعریف «انجامشده»Definition of Doneفهرست مشترک شرطهایی که تیم برای تمامشده حساب کردن هر کار رعایت میکند.تعریف و مثال
- مدیریت محصولتناسب محصول با بازارProduct-Market Fit (PMF)وضعیتی که در آن محصول نیاز روشنی از بازار را برآورده میکند و کاربران با اشتیاق میمانند و معرفی میکنند.تعریف و مثال
خ
د
ذ
ر
س
ش
ف
ک
- چابک و اسکرامکانبانKanbanروش مدیریت کار با تابلوی ستونی که جریان کار را نشان میدهد و تعداد کارهای همزمان را محدود میکند.تعریف و مثال
- مدیریت محصولکشف محصولProduct Discoveryفرایند فهمیدن اینکه چه چیزی ارزش ساختن دارد، پیش از ساختن آن.تعریف و مثال
- مدیریت پروژهکنترل تغییراتChange Controlفرایند مکتوبِ درخواست، ارزیابی و تأیید تغییر در دامنهی پروژه پیش از انجام آن.تعریف و مثال
م
ن
ارتباط
اصطلاحی را اینجا نمیبینید؟
برای همکاری، تبادل تجربه یا گفتگو درباره محصولات و پروژههای دیجیتال، همین حالا تماس بگیرید.
تماس مستقیمتماس تلفنی: ۰۹۹۱ ۸۹۱ ۱۱۲۶